آنرا در قلبش فرو كنی یا گلویش را با آن
بشكافی.پرهایش را بزن خاطره ی پریدن با او كاری
میكند كه خودش را به اعماق دره ها پرت میكند
آیینه ها دچار فراموش اند
و نام تو ورد کوچه خاموشی
امشب تکلیف پنجره
بی چشم های باز تو
روشن نیست!
زنده یادقیصر امین پور