تبليغاتX
فقط برای ............... - ...........
بچه که بودم مدام دستم را از دستان نگرانی که 

 مراقبم بود رها می کردم و آرزویم بود که یک

بارهم که شده تنها از خیابان زندگی رد شوم حالا که

دیگر نمی شود بچه بود و فقط می شود

عاشق بود از سر بچگی هر چه وسط خیابان زندگی

سر به هوا می دوم هیچ کس حاضر نمی شود

  دستم را بگیرد و برای لحظه ای حتی مراقبم باشد.

 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 11:18 توسط ..::نیلوفر::..